عناوين مطالب وبلاگ
- نيروي دروني آن كه حتي رنج نيز در آن همچون انگيزه اي عمل مي كند مرا به درك مفهوم حس تراژيك رهنمون ساخ
- قتي ما در دريايي از دهشت و بلايا غرق و گرفتاريم چگونه هنر به صورت زن جادوگري نجات بخش نزديك مي شود و
- از اين گفتار بر مي آيد اين است كه هنر مي كوشد تا يك دريچه را فراسوي نيك و بدي براي تسكين رنج ها و آ
- زندگي كرده است.حتي شايد از شوپنهاور هم عقب تر است چرا كه او حداقل براي اخلاقيات انساني ارزشي قائل بو
- هد واگنر را زير سوال ببرد.اما حتي گوته و روبنس و ...را نيز كه از آنها به عنوان مصدق رندگي ياد كرده ب
- ف مي شود:تنها يك نوع نيرو وجود دارد."تنها دليلي كه نيچه براي اين بيان خود مي آورد اين است كه هنر محت
- رگون كند و از چهره ي زشت خودش رهايي دهد.ما فقط همين يك دنيا را داريم كه آن هم زشت و كثيف و متناقص و
- شند."زيبا چيزي نيست كه كشف شود بلكه ساخته مي شود.او مي گويد" زيبايي در خود"يك عبارت تهي است:شخص اشيا
- ا نمی شود از عینک دودی استفاده کرد.من میان برفها عکس می انداختم و آنقدر کنارشان می ماندم که تبدیل به
- تا در آنجا انتخابات برگزار کند تا آنها را تا انتخابات بعدی به حال خود و رها شده برجای بگذارد.گشت ار
- را هم نمی کند.از این عجیب تر هم هست...قسم می خورم را این را دیگر شما اصلا باور نمی کنید.(طبیعی هم هس
- پیش است من خیلی عادت ندارم که بخواهم با کسی از در دوستی در آیم.ولی او هر چیزی را می خواهد شروع می کن
- ی اندازند.آن دسته از آد
- كرده ...بعد از جشن ها
- تی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد. شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای س
- مناسب ترین هتل و بعد هم بار و بنه مان را بستیم و به جزیره رفتیم. شب دوم بود فکر کنم که با سین مشغول
- انتظار کشیدم. در دلم یک خستگیست انگار عمری منتظر بوده ام. زیر شاخه های سرد راه رفته ام. خودم رو به
- ها دنبال تنهایی شان می‌گردند. حتی اگر تنها بودن، چیز شگفت‌انگیز خوبی باشد که به آدم فرصت بدهد نفسی ت
- نه مان عوض شد و اسه و گفت بچه ها سوار شوید برویم مدرسه. نیسان را فروخته بود و برای ایاب و ذهاب ما پی
- یا به او فکر می کنم ناخودآگاه از خودم می پرسم او دیگر چرا؟! او این فرهنگ عظیم و زیبا و خارق العاده و
صفحه قبل صفحه بعد